خسرو وشیرین

چنين گفت شيرين كه اي مهتران
جهان گشته و كــار ديـــــده سران
سه چيز باشد زنان را بهي
كــه باشند زيباي گاه مهي

دگـر آنكــــه فـــرّخ پســـر زايــد او
زشـــوي خجســـــته بيفــزايد او
سه ديگر كه بالا و رويش بود
بــه پوشيدگي نيز مُوَيش بود

بدانگــه من جفـــت خسرو بُدَم
به پوشيدگي در جهان نو بُدَم
بگفـت اين بگشــــاد چادر ز روي
همه روي ماه و همه پشت موي

مـــرا از هنر مــــوي بُد در نهان
كه او را نديدي كس اندر جهان
نمودم همه پشت اين جادويي
نــــه از تنبل و مكر و ز بدخويي

نه كس سوي من پيش از اين ديده بود
نه از مهتـــران نيــــــز شنيده بود


سخن تهمينه همسر رستم:
به گيتي ز خوبان مرا جفت نيست
چون مــن زير چرخ كبود اندكيست
كــــس از پرده بيرون نديدي مرا
نه هرگز كسي آواز شنيدي مرا


سخن منيژه:
منيژه منم دخت افراسياب
برهنـــــه نديده رخم آفتاب

خواهرم انسانيت اينگونه نيست

خواهرم انسانيت اينگونه نيست
شخصيت هم زيباييه در گونه نيست

خواهرم اين بد حجابي خاري است

شخصيت هم نيست بيماري است

خواهرم اين بد حجابي ترکش است

با حجاب ديده در آرامش است

خواهرم اين عشوه و نازو ريا

اي دريغ از عفت و يک جو حيا

نازو عشوه جلوه اي حيواني است

قلب مولا خون از اين ناداني است

قلب مولا درد ناک گرديده است

بد حجابي ريشه کن گرديده است ؟

از شهيدان يادي ايا مانده است

يا که عکس و چفيه بر جا مانده است

در کلاس حفظ تقوا و شرف
دختران درّند و چادر چون صدف
حفظ چادرحفظ دین و مذهب است
شیوه ی زهرا(س) و درس زینب(س) است


حجاب ، بیانگر وقار و افتخار یک زن است ..

حجاب ، گام های بلند انسان در کوچه های معانی است ..

حجاب ، تجلی گاه و جلوه گاه اراده ی زن مصمم مسلمان است ..