خوشبختی

برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست.

 دفتری پر ز ورق، نمره بیست، یا اسکناس های دویست، لازم نیست.
 لباسی پر ز طلا، لازم نیست.
 به خدا، لازم نیست!
نیازی به فریاد حوادث نیست.
 موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست.
 سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست.
برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست.
 سواری روی موج خیال، نشستن کنار یادگاریها، رفتن میان خاطره ها کافیست.
 برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست

هفته بصیرت در 9 دی


نقش زنان در شکست جریان فتنه و خلق حماسه ۹ دی بی‌بدیل است
نقش زنان در شکست جریان فتنه و خلق حماسه ۹ دی بی‌بدیل است و اهمیت حماسه ۹ دی و نقش فعال زنان در آن روز برای خنثی کردن فتنه‌های دشمن کمتر از حماسه ۲۲ بهمن نیست.

  حضور زنان در حماسه 9 دی واقعه‌ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی است.

  پایداری و استقامت زنان مسلمان ایران در راه حفظ ارزشها،باورها و حراست از اعتقادات ستودنی‌است چراکه زنان در طول تاریخ اثبات کرده‌اند که در تمام میدان‌ها اعم از نظامی و فرهنگی کمتر از مردان نبوده‌اند و دلیل بارز بر این ادعا نقش زنان و حضور گسترده آنها در طول 8 سال دفاع مقدس و پشتیبانی آنها از نظام و ولایت فقیه در تمام عرصه‌هاست .

  9 دی روزی بزرگ در تاریخ انقلاب اسلامی است،روزی که ملت سرافراز ایران در تجمع بزرگ و میلیونی خود، استکبار جهانی را به زانو درآوردند و با حرکت خودجوش در دفاع از آرمانها و ارزشهای الهی به خیابانها آمدند و بار دیگر به ولایت، لبیک گفتند.

  نهم دی سال 88 روزی است که از حافظه تاریخی کشورمان پاک نخواهد شد و آن‌روز نمونه حضور بی‌بدیل دیگری از زنان و مردانی بود که برای صیانت از اعتقادات، نظام و ولایت فقیه خود راسخ و با صلابت پا به میدان گذاشتند.

  زنان همواره در بزنگاه‌های سخت انقلاب و بعد از آن در صحنه حضور داشتند و همراه مردان بودند، در حماسه 9 دی نیز شاهد حجم زیادی از زنان بودیم ، آنها در همه اتفاقات سیاسی و اجتماعی به دلیل بصیرتی که داشتند در ترغیب مردان برای حضور در این جریانات نیز اثرگذاشتند.

اگر حضور بصیرت‌مندانه زنان در حماسه 9 دی نبود چنین حماسه با شکوهی با این عظمت و زیبایی خلق نمی‌شد.

  اینکه بانوان در تمام عرصه های مدیریتی کشور حضور دارند حائز اهمیت بوده و سبب نگاه ویژه‌ای به ایران اسلامی شده است.

  حماسه 9 دی واقعه‌ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی که رسانه‌های جمعی باید با تشریح ابعاد آن از زوایای مختلف بویژه نقش زنان، عظمت آن را به تصویر بکشند و اهمیت بصیرت و هوشیاری دربرابر نیرنگهای دشمن را بیان کند

علی پدر شرافت وتعالی


به هر جائی که به زیارت بروی ، بعد از چند روز مرخص میشوی. سینه ات و دلت گواهی می دهد که دیگر وقت رفتن است . دیگر نمی خواهی بمانی … گوئی توشه ای گرفته ای و باید بروی و به کارهای دیگرت برسی ، مگر اینجا که جائی دیگر است.

اینجا بوی پدری را برایت دارد که هیچ گاه از کنار آن خیال رفتن نداری…

بارها به حرم نازنینش رفتم تا لحظه ای بر زبانم جاری شد که پدرجان سلام!

ای پدر بزرگوار آرمیده بر بالین دو پدر بشریت.

در میان ضریح حضرت مولا صندوقی بزرگ می بینی که آرامگاه این سه پدر باشکوه تاریخ است.

مرقد آدم ، مضجع نوح و حریم علی.

آدم که پدر آدمی است و نوح که پدر ایمان و علی پدر شرافت و تعالی.

آدم که بر کرانه طوفان آفرینش پهلو گرفته و بذر وجود انسان بر کره خاکی افشاند و نوح که بر موج عصیان خروشید و با کشتی اش بر کرانه های رهایی و ایمان نشست و علی که موج موج خون فرقش همه شقاوت های آغازین و پایانی را در آن سرخهای مقدس در هم پیچید!

این خانه پدری برای همه آنانی است که آفرینش می شوند چون آدم ، توفان را شکست میدهند چون نوح و آزاده و باشکوه و غیرتمندند ؛ چون علی !

این خانه پدری برای همه آنهائی است که چون آدم از روح خدا متبرک اند و چون نوح از هوای خدا بر فراز و چون علی از عشق خدا در اوج.. الذین امنوا اشد حبالله

از نجف اشرف کسی خسته نمیشود ، که باورمان نیست این خانه پدری چیزی برای ماندن ، کم دارد.

ما هر جا هم که باشیم کمال ما ، شخصیت و روح ما ، هویت ما ، همه و همه در اوج است که به خانه پدری خود برگردیم.

خانه پدری که سرشار است از محبت و ایمان و صبر.

خانه پدری که برای هیچ یتیمی ، برای هیچ گمگشته ای ، برای هیچ بیقراری در آن ، جا کم نیست.

جائی که خانه امید و آرامش فرزندان است. جائی که پدر هست و مادر هست و کودکانی که بر صحن و سرایش برای همیشه تاریخ ادب و آداب می جویند…

عجیب خانه پدری است این خانه علی که تاریخ هنوز هم چشم بر در آن دوخته تا کسی چون علی از میانه اش بر دادگری کمر همت ببندد.

کمر دادگری برای نویدی نو و امیدی تازه.

خانه پدری که هنوز قهرمان داستانهایش بابای خانه است . پدری که همه می خواهند به او برستد.

افسوس که خود فرمود : و لا تقدرون علی ذلک… و خوشا که امیدمان داد که :

و لکن اعینونی بالورع و الجتهاد و عصمه و سداد.

 

چه حجابی ارزشمند است

ما معتقدیم که حجاب ، شکوفه و میوه درخت شناخت است. کسانی می توانند طعم شیرین آن را بچشند که از زمینه ها و ریشه های محکمی برخودار باشند؛زمینه های معرفتی و ریشه های اعتقادی.

پس حجاب درختی است که زمینه اش شناخت و ریشه اش اعتقادها است.

هنگامی که زمینه ها غنی و سرشار و ریشه ها محکم و زنده باشد،در هر بهاری این درخت شکوفه می دهد و بار می آورد و حتی هیچ آفتی نمی بیند.چون آفت ها از کمبود تغذیه و فقر،مایه می گیرد.

در زمینه ای که انسان و هستی و نقش انسان مجهول است، ریشه ی هیچ عقیده ای زنده نخواهد ماند و در این کویر،اعتقادی سبز نخواهد داشت و میوه ی حجابی نخواهد رویید.

بدون اینکه مغزها به شناخت و دل ها به عشق برسند،عوض کردن لباس سودی نخواهد داشت.

وقتی که انسان عظمت خود را شناخت و به سر چشمه ها رسید حجاب نشاط زندگی خواهد شدنه منجلاب زندگی....